محمدتقى نورى
387
اشرف التواريخ ( فارسي )
مصرع « 1 » اين رشته سر دراز دارد باوجود تصرّف و تسلط لشكر بىقياس پادشاه افغان در غوريان و « 2 » دفع و رفع حشر بىپايان آن ذئابسيرتان موقوف به تجشيم ركاب آسمانسا و هلالآساى شاهزاده خورشيد اعتلاست « 3 » ، و يورش عساكر بهرام انتقام ركاب نصرت مآب « 4 » است . پس به مفاد اينكه ، شعر « 5 » سرچشمه شايد گرفتن به پيل * چو « 6 » پر شد نشايد گذشتن به پيل معالجت آن كار را معالجت « 7 » نموده ، عباس خان بيات قوللر آقاسى را كه جوان كارديدهء جنگآزموده و در هركارى دلير و توانا بود با معادل دو هزار سوار از ابطال رجال شعر « 8 » همه كمانكش و رزمآزما و تيرانداز * همه مبارز و خنجرگذار و جوشن در همه فكنده تن اندر مغاكهاى هلاك * همه نهاده دل اندر نشانهاى خطر از احشام با احتشام « 9 » و ايلات نصرت آلات ما فى و جليلوند و بهتويى و باجلان و كلهر كه در هنگام مفاخرت با اقران « 10 » نخواهم جز ايزد نگهدار كس * دل و تيغ و بازو مرا يار بس « 11 » بر وزن زخمهء كوس مىسرايند و در حومهء قتال و ملحمهء نزال شراب ارغوانى از شريان اعادى به كئوس رئوس مىپيمايند . « 12 » به مدد سردار مأمور آمدند و على التعاقب نيز به قدر يك هزار نفر از يكهچينان و بهادران اكراد « 13 » زعفرانلو و كيوانلو كه هريك شير شرزه را صيد زبون خود مىپندارند ، به معاونت مأمورين تعيين گشتند و بلافاصله ( 157 الف ) بهادران
--> ( 1 ) . ملك : ع . ( 2 ) . ملك : « و » ندارد . ( 3 ) . مج : آسمان دوران شاهزاده جهانستان . ( 4 ) . مج : نصرت همعنان . ( 5 ) . ملك : ندارد . ( 6 ) . مج : چه . ( 7 ) . مج : معالجت . ( 8 ) . ملك : ندارد . ( 9 ) . ملك : « از احشام با احتشام » ندارد . ( 10 ) . ملك : « با اقران » ندارد . ( 11 ) . مج : يار و بس . ( 12 ) . مج : به كوس روس پيمايند . ( 13 ) . ملك : « اكراد » ندارد .